الشيخ أبو الفتوح الرازي

143

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شود هذيان گويد و چون هذيان گويد فريه كند و چون فريه كند حدّ مفترى هشتاد تازيانه بود . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّه بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ ) * - الاية . مفسّران گفتند : آيت در عام الحديبيه آمد آن سال كه رسول - عليه السّلام - منع كردند از آن كه در مكّه شوند خداى تعالى امتحان كرد مؤمنان را به صيد و ايشان را فرمود كه چون محرم باشيد صيد مكنيد . ايشان دست كوتاه كردند از آن تا وحش از در خيمه‌هاشان در مىشد و ايشان نيارستند دست به يكى باز نهادن . از ميان مكّه و مدينه مىرفتند خرى ( 1 ) كوهى ( 2 ) پيش آمد ، مردى نام او ابو اليسر بن عمرو او را به نيزه بزد و بكشت مردم او را ملامت كردند و گفتند : در حال احرام ( 3 ) صيد بكشتى ؟ او به نزديك ( 4 ) رسول آمد و اين حال بر رأى رسول عرضه كرد خداى تعالى اين آيت فرستاد . خداى تعالى به اين آيت خطاب كرد با مؤمنان گفت : اى گرويدگان ، * ( لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّه ) * ، خداى تعالى شما را ابتلا و آزمايش مىكند به چيزى از صيد . « لام » جواب قسمى مضمر است و بلا و ابتلا و امتحان و اختبار نظايراند ( 5 ) ، و بيان كرديم در چند جايگاه ( 6 ) معنى ابتلا از خداى تعالى رمّانى گفت : ابتلا اظهار حال باطن باشد و بلا هم نعمت باشد و هم محنت و ابتلا به هر دو باشد بلى كهنگى باشد و قوله : * ( بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ ) * [ 36 - ر ] براى آن به چيزى از صيد گفت و به جملهء صيد نگفت كه صيد برّ خواست دون صيد بحر ( 7 ) ، و بعضى دگر گفتند : حال احرام خواست دون حال احلال ، و « من » تبيين جنس راست . * ( تَنالُه ) * ( 8 ) * ( أَيْدِيكُمْ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت و مجاهد : بچهء مرغ خواست و خايهء مرغ و صيد كوچك كه آن را به دست بتوان گرفت ( 9 ) ، * ( وَرِماحُكُمْ ) * ، و نيزه‌هاى شما ، يعنى صيد بزرگ كه آن را به نيزه صيد كنند ، معلوم شده است كه وحش حرم از

--> ( 1 ) . لب : خر . ( 2 ) . آج : خرگوشى . ( 3 ) . اساس : حرام . ( 4 ) . آج ، لب : پيش . ( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : است ، آج ، لب : آمد . ( 6 ) . مج ، مت : گاه . ( 7 ) . آف : مجرى . ( 8 ) . اساس : تنالكم ، با توجه به ضبط قرآن مجيد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : بتوان گرفتن ، آج ، لب : توان گرفت .